حزب الله
درباره وبلاگ


ماپیرو این امام شیرین سخنیم....... سیلی به رخ دشمن میهن بزنیم...... از بهر "حمایت از تلاش و تولید"...... رزمنده ی بدرها و خیبرشکنیم........

مطالب اخير
آرشيو وبلاگ
  • آبان 1392
  • فروردین 1391
  • اسفند 1390
    یک شنبه 20 فروردین 1391 

    صدها سال تولید سنتی در کشور و عدم ارتباط کامل با بازارهای جهانی از یک سو و درآمد عظیم نفتی در دهه­های گذشته باعث شده است دیدگاه اشتباهی در اذهان ما ایرانیان در خصوص تولید ایجاد شود.

    1)هنوز بسیاری از مردم از اینکه فلان کالای بنظر کم اهمیت از خارج از کشور وارد میشود گله مندند. از نظر آنها ایران نمیتواند آن کالا را تولید کند وگرنه آن را تولید میکرد و نیازی به واردات نبود. از این بدتر آنکه این نظر برخی از مسئولین هم است. متاسفانه همانطور که پیشتر گفته شد فاصله گرفتن از جریانهای جهانی ما را به اشتباه انداخته است. یعنی هنوز بخش بزرگی از جامعه ما تولید را موضوعی اقتصادی نمیدانند. آنها نمیدانند تولید یک کالا( البته بجز موارد نادر مربوط به کالاهای استراتژیک) تنها هنگامی صحیح است که آن تولید صرفه اقتصادی داشته باشد. آنها نمیدانند تولید بدون صرفه در کوتاه مدت یعنی ضرر و در دراز مدت یعنی ورشکستگی! پس یادمان باشد هر تولیدی در کشور الزاماً افتخارآمیز نیست.

    2) با وقوع انقلاب صنعتی اروپاییان فهمیدند با تولید انبوه میتوان قیمت تمام شده یک کالا را کاهش داد. این کاهش قیمت افزایش مشتریان خودبخود افزایش سود را در پی دارد. اما در ایران مفهوم تولید انبوه  جا که نیفتاده است هیچ، در برخی موارد نقض هم می­شود. مثلا در عین ناباوری مونتاژ دستی یک موتور سیکلت از تولید کارخانه ای آن ارزانتر میشود!  شما کمتر مجموعه صنعتی را در ایران میتوانید بیابید که مدیرانش در پی تولید بیشتر و البته ارزانتر باشند. یعنی اینکه ما هنوز در حال و هوای تولید سنتی هستیم. از ماشین آلات استفاده میکنیم اما مفهوم تولید انبوه را نمیدانیم!

    3) ما فقط کشور خودمان را بازار هدف میدانیم. مثلاً هنگامیکه خبر از تولید یک کالای جدید در کشور به گوش میرسد که از کیفیت و قیمت مناسبی هم برخوردار است. در عین ناباوری متوجه میشوید که تمام توجه به این بوده که از میزان واردات کاسته شود و هیچ علاقه ای برای صادرات دیده نمیشود. در این شرایط تنها بی توجهی به بازار جهانی است که باعث میشود ما به فکر صادرات محصولمان نباشیم. در واقع ما در تولید فقط به ایران نگاه میکنیم ولی آن فرد چینی یا کره­ای بیش از 180 کشور را میبیند و بر آن اساس تولید خود را اغاز کرده  و توسعه میدهد.

     

    منبع:http://www.karofarhang.blogfa.com/cat-2.aspx





     

    یک شنبه 20 فروردین 1391 

    چند ماه پیش دفتر ما صاحب موکت و پرده  نو شد ضمن آنکه دیوارها نیز رنگ آمیزی شده وتعدای میز و دیگر لوازم اداری جدید هم به مجموعه دفتر اضافه شد. این قضایا  حدوداً طی 2 تا 3 ماه رویداد. مشکلاتی هم طبیعتا ایجاد شد مثلا باید وسایل جمع شده یا جابجا میشدند. اما آنچه مرا به فکر برد ترتیب  انجام  کارها بود. منطقاً اول باید رنگ آمیزی انجام میشد.بعد پرده نصب میشد. سپس نوبت به موکت میرسید . دست آخر وسایل قدیمی و جدیدی چیده میشدند. اما در عمل اول پرده ها نصب شدند بعد وسایل جدید خریداری شد. سپس رنگ آمیزی انجام شد. در آخر موکت خریداری و وسایل برای بار آخر چیده شد. هنگامیکه جدی به موضوع توجه کردم و با چند تن از دوستان رایزنی شد این موضوع بسیار مهم آشکار گردید که " ما ایرانیها حسب عادت و فرهنگمان به کارها بصورت جامع و کامل نگاه نمیکنیم". این مشکل فرهنگی فراگیر هم هست یعنی همانطور که گفته شد  در مقیاس کوچک در زندگی شخصی خودمان میتوانیم آن را ببینیم . در مقیاس بزرگترهم قابل مشاهده است. مثلا یک مجتمع پتروشیمی آماده بهره برداری میشود اما آن لحظه مشخص میشود هنوز خوراکی برای استارت مجتمع وجود ندارد!

    آنچه من دستگیرم شده است آنستکه ما ایرانیها برای آغاز یک کار متاسفانه حوصله فکر کردن زیاد را نداریم. پس همینکه به کلیت کار فکر کردیم دست به کار میشویم بدون آنکه به جزئیات توجهی کنیم. معضلات آنهم تقریباً مشخص است. در مورد مثالی که در ابتدای نوشته عنوان شد ما بیش از مقدار معمول مجبور به جابجایی اثاث شدیم و زمان و انرژی فراوانی بی جهت تلف شد. در بعد کشوری هم مشخص است زیانهای وارده  احجامش بسیار بزرگتر میشود.

    حالا متوجه میشویم چرا یک خیابان خاکی ماهها بدون اسفالت میماند و همینکه آسفالت میشود، حفاریها  هم آغاز میشود! به نظرم این نوع رفتار در غالب مردم کشور هست و به زبان دیگر جزء فرهنگ ما شده است. حال اگر بنده کارمند ساده باشم در یک شرکت خصوصی کوچک یا یک وزیر در یک وزارتخانه عریض و طویل،چندان فرقی نمیکند. همچنان نگاه غیر جامع با ما هست مگر آنکه بتوانیم آنرا شناسایی و تضعیف کنیم. مطمئن باشید اگر درعملکرد دولت ژاپن یا  آلمان یا ... این رفتار را نمیبینید بخاطر نبود این نقص فرهنگی است.

     

    http://www.karofarhang.blogfa.com/cat-2.aspx





     

     هر فرصت شغلی که در ایران از بین می رود، می تواند روزانه تقریبا 61 هزار تومان و سالانه 17 میلیون تومان درآمد کسب کند.

     

    بیکار شدن هر شاغل، جدای از همه تبعات اقتصادی و اجتماعی که برای او و جامعه دارد، هزینه مالی ای نیز برای واحدها و در نتیجه اقتصاد کشور می تواند داشته باشد. محاسبه این هزینه نیز هرچند کار دشواری است و از چندین فرمول می توان به رقمی نزدیک به رقم واقعی آن رسید، اما معمول ترین روش، احتساب نسبت تولید ناخالص داخلی بر جمعیت شاغلان کشور است که آن وقت می توان گفت اگر هر فرد بیکار نیز به مانند شاغلان در واحدی مشغول به کار می بود، می توانست به این اندازه درآمد برای اقتصاد کشور حاصل کند. برای این محاسبه میزان تولید ناخالص داخلی کشور در سال جاری را طبق آمار صندوق بین المللی پول، حدود 370 هزار میلیارد تومان می توان برآورد کرد و تعداد شاغلان کشور را هم براساس اعلام مرکز آمار حدود 21 میلیون نفر می توان در نظر گرفت. این رقم حاصل تفاوت تعداد جمعیت فعال اقتصادی کشور (معادل 24 میلیون نفر) با تعداد بیکاران کشور در فصل بهار امسال (که بیش از سه میلیون نفر اعلام شده)، است. به هر ترتیب با این اعداد نسبت تولید ناخالص داخلی بر تعداد شاغلان کشور 17 میلیون و 600 هزار تومان می شود که به منزله این است که در صورت مشغول به کار بودن هر فرد بیکار در کشور این میزان درآمد برای کشور حاصل می شد. از نظر روزانه نیز با توجه به 77 روز تعطیلی های رسمی کشور و در نظر گرفتن 288 روز کاری، میزان درآمد فرصت از دست رفته بیش از 61 هزار تومان در روز می شود. البته در این محاسبه نباید این نکته را فراموش کرد که در کشورهای وابسته به نفت مانند ایران، تمام تولید ناخالص داخلی کشور با کار کردن شاغل ها به دست نمی آید و این محاسبه تقریبی است.



    ادامه مطلب


     

    مدير پژوهش هاي «محيط كسب و كار» در مركز پژوهش هاي مجلس در گفت‌وگو با تهران امروز:
    تغيير مكرر قوانين عامل اصلي مهاجرت كارآفرينان است

    چكيده اظهارات سيد امير سياح
    يكي از مهم ترين عواملي كه باعث دلزدگي كارآفرينان و سرمايه گذاران ايراني و مهاجرت آنان به امارات و تركيه و امثالهم مي‌شود، اين است كه قوانين و مقررات در كشور ما مرتبا تغيير مي‌كند و ضمانت اجرايي كمي دارد. متاسفانه اين فرآيند بي‌اعتنايي به قوانين و مقررات از بالاترين مقامات دولتي آغاز مي‌شود و طبيعتا در رده‌هاي پايين تر نيز الگوبرداري مي‌شود....

     



    ادامه مطلب


     




    ( کل صفحات : 45 )       30   31   32   33   34   35   36   37   38   39   >   


    پيوندها
 
 
بالاي صفحه